عضویت
BaleParvaz.com به شما کمک میکند با دوستان زندگی خود همیشه در ارتباط باشید.

حقوق معلولین در عهدنامه امام علی (ع) به مالک اشتر

در فرهنگ اسلامی فراوان بر احترام به روشندلان، ناشنوایان و معلولین حرکتی و ذهنی تأکید شده است. قرآن و نهج البلاغه دو متن اصلی در این فرهنگ، در موارد مختلف بر اهتمام معلولین تأکید کرده اند. علاوه بر متون اصلی دین، سیره عملی بزرگان و رهبران اسلام هم گویای اهتمام بر توجه به معلولین است.


برعکس در مکاتب مادی گرا و سودطلب، معلولین را مخل توسعه و پیشرفت می دانند و معتقدند این قشر هزینه­های فراوان روی دست دیگران می گذارند و بیشتر مصرف کننده تا مولد اند. اما در اسلام به دلیل شأن و کرامت خاصی برای انسان قائل است،  این طبقه را هم انسان هایی شریف و دارای حقوق ویژه می شمارند. حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر به مالک به عنوان والی مصر توصیه می کند که بخشی از بیت المال را برای حلّ مشکلات اینان اختصاص ده، نیز می فرماید: خداوند حقی برای این طبقه معین کرده و مدیریت جامعه باید پاسدار این حق باشد. مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد.


نکات فراوانی در این قسمت از عهدنامه هست و اینک متن آن را بدون کم و کاست همراه با ترجمه مرحوم محمد دشتی بدون هیچ دخل و تصرف می­آوریم: ابتدا کلیدواژه هایی که در متن حضرت هست را توضیح می­دهیم:


الزَّمْنَى: زمین گیر، معلول حرکتی؛ طبقه سفلی: قشر مستضعف و با درآمد پایین، معلولین کم درآمد یا بدون درآمد؛ اهل الْبُؤْسَى: کسان که بدلیل گرفتاری ها دارای ناراحتی می باشند، افراد گرفتار و ناخوش احوال ، معلولین حرکتی یا ذهنی؛ محتاج: کسی که به دلیل فقدان خاصی نیازمندی دارد. مثلاً به دلیل نداشتن مال، توانایی اداره زندگی خود را ندارد یا به دلیل فقدان چشم یا شنوایی یا قوای حرکتی یا قوای ذهنی نیاز به کمک و مددکاری دارد.


در فرهنگ عربی در دوره حضرت به کسانی که امروز طبقه سه می نامیم، طبقه السفلی می­گفتند.


حضرت اینان را به دسته های زیر تقسیم می­کند:


- مساکین: کسانی که تمکن مالی ندارند


- محتاجین: کسانی که نیازمند به دیگران می­باشند، چون فاقد اموال یا بعضی قوای جسمی و حرکتی­اند.


اهل الْبُؤْسَى: کسانی که ناراحتی روحی دارند و دارای مشکل روانی می­باشند.


اهل الزَّمْنَى: کسانی که به دلیل نداشتن قوای حرکتی زمین­گیراند. مانند قطع نخاعی­ها یا افراد دارای ضایعات نخاعی یا نداشتن پا


بنابراین افرادی که امروزه معلولین می نامیم و عمدتاً به روشندلان، ناشنوایان، فاقدین توان حرکتی یا ذهنی تقسیم می شوند در دسته بندی حضرت هم آمده است. متن نهج البلاغه در فراز هفتم، عهدنامه مالک اشتر چنین است:


ثُمَّ اللهَ اللهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لاَ حِیلَةَ لَهُمْ وَالْمَسَاکِین وَالْـمُحْتَاجِینَ وَأَهْلِ الْبُؤْسَى وَالزَّمْنَى، فإِنَّ فِی هذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَمُعْتَرّاً، وَاحْفَظْ لله مَا اسْتَحْفَظَکَ مِنْ حَقِّهِ فِیهِمْ، وَاجْعَلْ لَهُمْ قِسمْاً مِنْ بَیْتِ مَالِکَ، وَقِسماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِی الاِْسْلاَمِ فِی کُلِّ بَلَد، فإِنَّ لِلاَْقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِی لِلاَْدْنَى، وَکُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِیتَ حَقَّهُ، فَلاَ یَشْغَلنَّکَ عَنْهُمْ بَطَرٌ، فَإِنَّکَ لاَ تُعْذَرُ بِتَضْیِیعِ التَّافِهَ لاِِحْکَامِکَ الْکَثِیرَ الْمُهِمَّ.


فَلاَ تُشْخِصْ هَمَّکَ عَنْهُمْ، وَلاَ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لَهُمْ، وَتَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لاَ یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُیُونُ، وَتَحْقِرُهُ الرِّجَالُ، فَفَرِّغْ لاُِولئِکَ ثِقَتَکَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْیَةِ وَالتَّوَاضُع، فَلْیَرْفَعْ إِلَیْکَ أُمُورَهُمْ، ثُمَّ اعْمَلْ فِیهِمْ بَالاِْعْذَارِ إِلَى اللهِ تَعَالَى یَوْمَ تَلْقَاهُ، فَإِنَّ هؤُلاَءِ مِنْ بَیْنِ الرَّعِیَّةِ أَحْوَجُ إِلَى الاِْنصَافِ مِنْ غَیْرِهِمْ، وَکُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَى اللهِ تَعَالَى فِی تَأْدِیَةِ حَقِّهِ إِلَیهِ.


وَتَعَهَّدْ أَهْلَ الْیُتْمِ وَذَوِی الرِّقَّةِ فِی السِّنِّ مِمَّنْ لاَ حِیلَةَ لَهُ، وَلاَ یَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ، وَذلِکَ عَلَى الْوُلاَةِ ثَقِیلٌ، وَالْحَقُّ کُلُّهُ ثَقِیلٌ، وَقَدْ یُخَفِّفُهُ اللهُ عَلَى أَقْوَام طَلَبُوا الْعَاقِبَةَ فَصَبَرُوا أَنْفُسَهُمْ، وَوَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللهِ لَهُمْ.


وَاجْعلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ، وَتَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً، فَتَتَواضَعُ فِیهِ لله الَّذِی خَلَقَکَ، وَتُقعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَأَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَشُرَطِکَ، حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَعْتِع، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(علیه السلام)یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِن: “لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَعْتِع”. ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَالْعِیَّ، وَنَحِّ عَنْکَ الضِّیقَ وَالاَْنَفَ، یَبْسُطِ اللهُ عَلَیْکَ بَذلِکَ أَکْنَافَ رَحْمَتِهِ، وَیُوجِبُ لَکَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ، وَأَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئاً، وَامْنَعْ فِی إِجْمَال وَإِعْذَار!


سپس خدا را خدا را در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه، که هیچ چاره‏اى ندارند، [و عبارتند] از زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان. همانا در این طبقه محروم گروهى خویشتن دارى کرده، و گروهى به گدایى دست نیاز بر مى‏دارند، پس براى خدا پاسدار حقّى باش که خداوند براى این طبقه معیّن فرموده است: بخشى از بیت المال، و بخشى از غلّه‏هاى زمین‏هاى غنیمتى اسلام را در هر شهرى به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا براى دورترین مسلمانان همانند نزدیک‏ترین آنان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسئول رعایت آن مى‏باشى. مبادا سر مستى حکومت تو را از رسیدگى به آنان باز دارد، که هرگز انجام کارهاى فراوان و مهم عذرى براى ترک مسئولیّت‏هاى کوچک‏تر نخواهد بود. همواره در فکر مشکلات آنان باش، و از آنان روى بر مگردان، به ویژه امور کسانى را از آنان بیشتر رسیدگى کن که از کوچکى به چشم نمى‏آیند و دیگران آنان را کوچک مى‏شمارند و کمتر به تو دسترسى دارند. براى این گروه، از افراد مورد اطمینان خود که خدا ترس و فروتنند فردى را انتخاب کن، تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش کنند. سپس در رفع مشکلاتشان به گونه‏اى عمل کن که در پیشگاه خدا عذرى داشته باشى، زیرا این گروه در میان رعیّت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند، و حق آنان را به گونه‏اى بپرداز که در نزد خدا معذور باشى، از یتیمان خردسال، و پیران سالخورده که راه چاره‏اى ندارند. و دست نیاز بر نمى‏دارند، پیوسته دلجویى کن که مسئولیّتى سنگین بر دوش زمامداران است، اگر چه حق، تمامش سنگین است امّا خدا آن را بر مردمى آسان مى‏کند که آخرت مى‏طلبند، نفس را به شکیبایى وا مى‏دارند، و به وعده‏هاى پروردگار اطمینان دارند. پس بخشى از وقت خود را به کسانى اختصاص ده که به تو نیاز دارند، تا شخصا به امور آنان رسیدگى کنى، و در مجلس عمومى با آنان بنشین و در برابر خدایى که تو را آفریده فروتن باش، و سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند،


من از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بارها شنیدم که مى‏فرمود: «ملّتى که حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه‏اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد». پس درشتى و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن، و تنگ خویى و خود بزرگ بینى را از خود دور ساز تا خدا درهاى رحمت خود را به روى تو بگشاید، و تو را پاداش اطاعت ببخشاید، آنچه به مردم مى‏بخشى بر تو گوارا باشد، و اگر چیزى را از کسى باز مى‏دارى با مهربانى و پوزش خواهى همراه باشد.*


*نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، عهدنامه مالک اشتر، فراز هفتم.


منبع:www.handicapcenter.com

تمامی زمان ها هست +3.5. زمان الان هست سه شنبه, 14 مرداد, 1399 2:51 بعد از ظهر.
Copyright © 1391 - 1396 BALEPARVAZ.COM Enterprises Ltd
طراح و پشتیبان : محمد حیدری